برای مرد شدن بهای سنگینی پرداختی جان مادر...
جان مادر! مرد شدن برای تن نحیفت کمی زود بود، درد و رنج این روزهایت، ته مانده توانم را به یغما برد، پلکهایم جرات بسته شدن ندارند که اگر دمی از قاب چشمانم دور شوی قلبم از تپش باز می ایستد. پنج شنبه ، دوم بهمن ماه، به دستور پزشکت _ دکتر هادی پور، فوق تخصص اورولوژی اطفال_ برای عمل ختنه در بیمارستان بابل کلینیک بستری شدی، روانه اتاق عمل که شدی قلبم هزار بار در دقیقه می زد و نگرانی مزمن جانم را می خورد ، نیم ساعت به 50سال گذشت، نیم ساعتی که پسرکم در آغوشم نبود ، صدای گریه ات که آمد نفهمیدم چقدر طول کشید تا درب اتاق عمل باز شد و پسرک گریانم به آغوشم بازگشت، ساعتی طول کشید تا قرار بگیری ، نمی دانستم ...






